ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1079
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
اوّل : نوّاب تيمور ميرزا ؛ اسنّ و اكبر اولاد است و از بطن مخدّرهء ارمنيه او را ميلاد . طبع نظمى دارد و به مناسبت اسم تيمور ، امير تخلّص مىگذارد و از احوالش اطلاع حاصل نيامده است . دوم : نوّاب اسكندر ميرزا ؛ از بطن مطهّرهء حاجيه سراى ملك خانم صبيّهء مرضيّهء مرتضى قلى خان عمّ بزرگوار صاحبقران تاجدار است و به لقب نايب الايالهگى ديار مازندران ، قرين عزّت و اعتبار . گاهى از اوقات ، لشكركشى آن صفحات با او بود و در سال قضيهء خاقان مغفور ، در ذهاب و اياب « 1 » لشكر طبرستانات ، به قانون سپاهىگرى نهايت اهتمام فرمود . به شرف مصاهرت نوّاب ظلّ السلطان سرفراز است و با مؤلّف اين روزنامچه ، بىنهايت اليف و دمساز . توسن لسانش در راهوارى قدرى كند است [ اما ] بر خلاف ادهم امساكش كه بىنهايت تند . مسجدى در ديار سارى مازندران برپا نموده و ابواب طاعت بر چهرهء مجاورين و مسافرين گشوده است . تاريخ آن مسجد برحسب تمنّاى او از طبع مؤلّف تراويد و بر سر درب مسجد مزبور محرّر گرديد . « 2 » و هى هذه لمؤلفه : در زمان دولت شاهنشه با داد و دين * آنكه هم نام محمد گشته از نيك اخترى پور راد ملكآرا حضرت نايب مناب * آنكه پروردست دورانش ز مهر مادرى اين عمّ شهريار و شهريارانش غلام * هم ز نيكو مشربى و هم ز نيكو محضرى نامش از نامآورى آمد سكندر ميرزا * وز شكوه نام او بشكسته نام قيصرى شخص او رويينتن و رويينتنش در بندگى * نام او اسكندر و اسكندرش در چاكرى در ديار سارى آن روييندژ مازندران * ساخت اين مسجد كه شد ز آلايش نقصان برى آسمان ، ايوان آن را كرده از جان بندگى * مشترى ، محراب آن را گشته از دل مشترى معبد اسكندرى شد سجدهگاه شيعيان * زآن كه شيعى مذهب آمد جملهء مازندرى خاورى از بهر تاريخ بنايش زد رقم * سجدهگاه شيعه باشد معبد اسكندرى
--> اكسير التواريخ اعتضاد السلطنه هم موجود نيست . ( 1 ) . ملى : « عياب » ( 2 ) . اين قطعهء مولّف در تذكره خاورى موجود نيست .